برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
اگر می توانستم خداوند را ملاقات کنم میخواستم که بنشینیم و مفصل درباره ی ملاک حساب و کتاب در پایان ِ کار آدم ها حرف بزنیم .
نه! اصلا چه اهمیتی دارد! میخواستم که خدا از خصوصیت «دانای کُل» اش استفاده کند و موضوعی برای صحبت انتخاب کند که تابحال هیچ کلمه ای از آن را جای دیگری نشنیده ام .
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
من خاک شوم جانا ، در رهگذرت افتم
آخر به غلط روزی ، بر من گذرت افتد...
عراقی
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
خدا کند که کسی ، تحبس الدعا نشود ...
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
مادرم به پرستارهایی که در بیمارستان های مختلف از پدرم مراقبت کرده بودند ، حسادت می کرد .
دلش می خواست پدرم سلامتی اش را فقط مدیون او بداند ، می خواست پدرم به وفاداری خستگی ناپذیر او اهمیت دهد .
دیکتاتوری روی دیگر فداکاری است .
#مارگارت اتوود| آدمکش کور
+ می تونم چشمامو ببندم و به این نوع وفاداری و فداکاری فکر کنم که احتمال ِ ابتلا بهش رو دارم .
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
خیلی وقت ها بوده که می خواستم چیزی را بنویسم اما به تعداد کافی کلمه پیدا نکرده ام ، یا حتی زیاد پیش آمده که در گفتن ِ موضوعی لال شوم و نتوانم حرفی بزنم ؛ اما برایتان پیش آمده که بخواهید درباره ی مسئله ای فکر کنید و نتوانید؟
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
صبحت بخیر آقای من ، آقای دلتنگی؛ صبحت بخیر آقای من ، آقای تنهایی...
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش
گـفتی مگر به خـواب ببینی رخ ِ مرا
دیوانه... از خیال ِ تو خوابم نمی برد!
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش